آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

194

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

وزير مختارى براى فرستادن به ايران بود كه در اوايل فوريه 1626 ( جمادى الاولى 1035 ) با كشتى سفير تازه‌اى از جانب شاه عباس به نام نقد على بيگ به لندن آمد و مدعى شد كه رابرت شرلى سفير پادشاه ايران نيست و فرمان‌هاى او جعلى است و به‌همين نظر احكام شرلى را گرفت و درهم دريد و در حضور رئيس تشريفات و اعضاى دربار سلطنتى انگليس به او سيلى زد و دشنام داد و به وى اتهامات زشت و نسبت‌هاى ناروا از قبيل آنكه شرلى صحه و مهر شاه را ساخته و ادعا كرده است كه برادرزادهء شاه عباس را در ازدواج دارد وارد نمود . شرلى اتهامات او را رد كرد و گفت كه او هرگز نگفته است كه برادرزادهء شاه عباس را در ازدواج دارد بلكه زوجهء وى يكى از كسان نزديك ملكهء ايران است . ظاهرا نقد على بيگ را عمال كمپانى تجارتى انگليس در شرق كه به افتتاح روابط تجارتى مستقيم بين شاه عباس و دربار انگلستان راضى نبودند و شرلى مشغول ترتيب آن بود تحريك كرده بودند و الا محال بود كه نقد على بيگ به ارتكاب چنين فضاحتى حتى در دربار انگليس راضى شود و از خشم پادشاه ايران كه شرلى را تا آن اندازه عزيز مىداشت ، نينديشد . چنان كه بالاخره هم نقد على بيگ در مراجعت موقعى كه كشتى حامل او در يكى از بنادر سواحل افريقاى شرقى لنگر انداخته بود خود را با ترياك مسموم كرد و به اين ترتيب خويشتن را از عذاب بازخواست و سياست پادشاه ايران نجات بخشيد . شارل اول براى آنكه به صحت يا كذب ادعاى رابرت شرلى و